ز لیلی من شنیدم یا علی گفت به
مجنون هم رسيدم يا علي گفت مگر اين وادي دارالجنون است که هر ديوانه ديدم يا علي گفت نسيمي غنچه اي را باز مي کرد به گوش غنچه کم کم يا علي گفت چمن با ريزش باران رحمت دعايي کرد او هم يا علي گفت يقين پروردگار آفرينش به موجودات عالم يا علي گفت خمير خاک آدم را سرشتند چو برمجنون هم رسيدم يا علي گفت مگر اين وادي دارالجنون است که هر ديوانه ديدم يا علي گفت نسيمي غنچه اي را باز مي کرد به گوش غنچه کم کم يا علي گفت چمن با ريزش باران رحمت دعايي کرد او هم يا علي گفت يقين پروردگار آفرينش به موجودات عالم يا علي گفت خمير خاک آدم را سرشتند چو بر مي خاست آدم يا علي گفت مگر خيبر ز جايش کنده مي شد يقين اينجا علي هم يا علي گفت علي را ضربتي کاري نمي شد گمان
مي خاست آدم يا علي گفت مگر خيبر ز جايش کنده مي شد يقين اينجا علي هم يا علي گفت علي را ضربتي کاري نمي شد گمان
+ نوشته شده در دوشنبه 24 مهر1385ساعت 9:15  توسط تسنیم
|
