سخن تلخ
چقدر سخت است که منتظر کسي باشي که فکر امدن نيست... مهمان عزيزي باشي که فانوس خانه اش روشن نيست... چقدر سخت است ادم را از ارزوهايش دور کنند و او را به مسير نا خواسته اي مجبور کنند... چقدر سخت است نوشته هايت را نخوانده خاک کنند و اسمت را از خاطره ها پاک کنند... چقدر دردناک است که احساست را پوچ پندارند
![]()
کاش مي شد قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت برگهاي آخر تقويم عشق حرف از يک روز باراني نداشت کاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمودولي قرباني نداشت کاش مي شد اشک را تهديد کرد فرصت لبخند را تمديد کرد کاش مي شد در غروب آرزو لحظه ي ديدار را تشديد کرد




+ نوشته شده در شنبه 29 بهمن1384ساعت 17:22  توسط تسنیم
|